به گزارش کیو: مولانا جلالالدین محمد بلخی، شاعر و عارف فارسیزبان سده هفتم هجری، امروز در ایران، ترکیه و دیگر نقاط جهان با تصویرهایی متفاوت شناخته میشود. در ایران، نام او بیش از همه با «مثنوی معنوی»، «دیوان شمس» و جایگاهش در تاریخ ادبیات و عرفان فارسی پیوند دارد؛ در ترکیه، با قونیه، آرامگاه او و سنت مولویه و آیین سماع شناخته میشود و در جهان، بهویژه در جوامع انگلیسیزبان، بخشهایی از شعر او در پیوند با عشق، خودشناسی و معنویت بازخوانی شده است. این تفاوتها فقط به محل زندگی یا زبان مخاطبان مربوط نیست؛ شیوه حفظ، ترجمه، تفسیر و بازنمایی میراث مولانا نیز در شکلگیری این تصویرها نقش داشته است. به همین دلیل، برای شناخت مولانای معاصر باید میان متن اصلی آثار او، سنت عرفانی شکلگرفته پیرامون نامش و بازآفرینیهای جدید از شعر او تمایز گذاشت. از «بشنو از نی» تا جهان مولانا «مثنوی معنوی» با یکی از شناختهشدهترین آغازهای تاریخ ادبیات فارسی شروع میشود: «بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند» در این ابیات، نی به واسطهای برای روایت جدایی تبدیل میشود؛ تصویری که در ادامه مثنوی در قالب حکایتها، تمثیلها و تأملات عرفانی گسترش پیدا میکند. مولانا در ادامه میگوید: «هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من» این بیت را میتوان یکی از کلیدهای فهم تفاوت خوانشهای مولانا دانست. مخاطب، متناسب با پیشزمینه فرهنگی و فکری خود، میتواند با شعر او مواجه شود؛ اما این خوانشها لزوماً یکسان نیستند و گاه فاصله قابل توجهی با زمینه تاریخی و ادبی متن دارند. «نینامه» در واقع دروازه ورود به جهانی است که در آن روایت، تجربه انسانی و مفاهیم عرفانی درهم تنیدهاند؛ جهانی که امکان خوانشهای گوناگون را فراهم میکند، اما برای فهم آن همچنان باید به بافت کلی آثار توجه داشت. مولانا در ایران؛ شاعر و عارفِ زبان فارسی در ایران، شناخت مولانا بیش از همه بر آثار ادبی و عرفانی او استوار است. «مثنوی معنوی» با ساختار «داستان در داستان»، تمثیلها و روایتهای تعلیمی، مفاهیمی مانند شناخت خویشتن، رابطه انسان با خدا، فاصله میان ظاهر و باطن و دگرگونی درونی را روایت میکند. مولانا در این اثر...
مهر ۸, ۱۴۰۵
زمان مطالعه: 1 دقیقه