امواج

وقتی مغز در طوفان استرس، ما را فریب می‌دهد

زندگی گاه چنان پرفراز و نشیب می‌شود که گویی در دل طوفانی سهمگین گرفتار آمده‌ایم. اخباری ناگوار جنگ، نگرانی‌های اقتصادی، صداهای غیرمنتظره انفجار، همه دست به دست هم می‌دهند تا آرامش از کف برود و اضطراب بر وجودمان سایه افکند. در این شرایط، مغز ما که وظیفه اصلی‌اش حفظ بقاست، دچار تغییراتی می‌شود. به جای تفکر منطقی، بر حالت جنگ یا گریز متمرکز می‌گردد. این تغییر وضعیت، زمینه‌ساز بروز خطاهای شناختی می‌شود. فاجعه‌سازی و پژواک بدترین سناریوها: گاهی در اوج نگرانی، مغز ما با صدایی لرزان نجوا می‌کند؛ همه چیز از دست رفت! بدترین اتفاق ممکن افتاده و دیگر هیچ امیدی نیست. این افکار سیاه، که بدترین سناریوهای ممکن را به قطعیت می‌بینند، قلب ما را از آرامش تهی کرده و در تاریکی اضطراب فرو می‌برند. گویی دیگر نوری برای دیدن باقی نمانده است. رفتار گله‌ای و گم شدن در ازدحام ترس جمعی: وقتی ترس بر ما غلبه می‌کند، ندای جمعی ترس نیز به گوش می‌رسد: ببین دیگران چه می‌کنند، همان کار را بکن! همه وحشت‌زده‌اند، پس تو هم بترس! این حس همراهی در ترس، ما را از تفکر مستقل باز می‌دارد. ممکن است شاهد باشیم که اطرافیان در هیاهوی اخبار، دست به خریدهای هیجانی می‌زنند یا تصمیمات شتاب‌زده می‌گیرند و ما نیز ناخودآگاه بدون تحلیل، پا در این مسیر می‌گذاریم، مسیری که غالباً به پشیمانی ختم می‌شود. دید تونلی و محو شدن اطراف در هاله‌ای از ترس: استرس، چون پرده‌ای ضخیم، دید ما را محدود می‌کند. تمام تمرکز، بر روی یک تهدید خاص فرو می‌رود و سایر جنبه‌های مهم زندگی، زیبایی‌ها و فرصت‌های دیگر، در هاله‌ای از ابهام و تاریکی فرو می‌روند. ممکن است آنقدر غرق نگرانی شویم که از نیازهای اساسی خود و عزیزانمان غافل گردیم، زیرا تنها خطر پیش رو را می‌بینیم. توهم کنترل و تلاشی ناامیدانه برای آرامش: در اوج احساس بی‌قدرتی و خارج شدن اوضاع از کنترل، مغز برای بازگرداندن حس تسلط، ما را به سمت کارهای بیهوده و تکراری سوق می‌دهد. شاید مدام اخبار را چک کنیم، یا شایعاتی را با دیگران در میان بگذاریم که جز اضطراب، ارمغانی ندارد. این اعمال، چون سرابی بیش نبوده و حس انجام کاری را می‌دهند اما در...

اردیبهشت ۷, ۱۴۰۵ زمان مطالعه: 0 دقیقه

تبلیغات

 

 

اب وهوای لرستان
خرم‌آباد
☀️
25°C
آفتابی
نظرسنجی ما
اطلا رسانی ما
ما را دنبال کنید
کد اعلام وصول