نوجوان را چگونه در برابر تأثیرات محیط مقاوم کنیم؟

نوجوان امروز در خانه یک مجموعه ارزش و باور را می‌آموزد و همزمان در مدرسه، میان دوستان و در فضای مجازی با الگوهای متفاوتی از سبک زندگی، پوشش و رفتار مواجه می‌شود؛ شرایطی که تربیت او را برای خانواده‌ها پیچیده‌تر کرده است. هادی زینعلی، روان‌شناس تربیتی، معتقد است در چنین شرایطی نمی‌توان نوجوان را از همه تأثیرات محیط دور نگه داشت؛ بلکه باید با تقویت عزت‌نفس، محبت و رابطه عاطفی، به او کمک کرد تا هویت و ارزش‌های خود را بشناسد و در مواجهه با الگوهای مختلف، قدرت انتخاب داشته باشد.

به گزارش کیو: تربیت نوجوان امروز دیگر مانند گذشته امکان شکل‌گیری در یک محیط کاملاً کنترل‌شده را ندارد. خانواده یک پیام را منتقل می‌کند، مدرسه ممکن است پیام دیگری داشته باشد، گروه همسالان بر رفتار نوجوان اثر بگذارد و فضای مجازی نیز هر روز الگوهای تازه‌ای از زندگی، پوشش و رفتار پیش روی او قرار دهد.

نگرانی والدین نیز تنها به یک نوع پوشش یا رفتار ظاهری محدود نمی‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر فرزندشان هر روز با الگوهای متفاوتی روبه‌رو شود، چه چیزی در درون او باقی می‌ماند؟ اگر روزی میان خواست خانواده و فشار دوستان قرار بگیرد، چگونه تصمیم خواهد گرفت؟ و اگر درباره یکی از باورهایش دچار تردید شود، آیا همچنان آن‌قدر با والدین خود احساس امنیت می‌کند که پرسش‌هایش را با آنها در میان بگذارد؟

زینعلی در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنازندگی، با تأکید بر دشواری‌های تربیت در شرایط امروز، از «تربیت گلخانه‌ای»، عزت‌نفس، محبت، وقت اختصاصی والدین با فرزند و شیوه مواجهه با نوجوانی می‌گوید که ممکن است تحت تأثیر دوستان یا فضای مجازی، انتخابی متفاوت از خواست خانواده داشته باشد.

دیگر نمی‌توان نوجوان را در «گلخانه» تربیت کرد

زینعلی برای توضیح شرایط تربیتی امروز، میان تربیت در محیط‌های بسته و جامعه‌ای متکثر تفاوت می‌گذارد. به گفته او، در برخی جوامع بسته، عوامل اثرگذار بر کودک، از رسانه و کتاب گرفته تا هنر و آموزش، از فیلترهای مشخصی عبور می‌کنند و عمدتاً در انتقال ارزش‌های موردنظر جامعه به نسل بعد همسو هستند.

اما شرایط امروز متفاوت است. خانواده یک پیام را منتقل می‌کند، مدرسه ممکن است پیام دیگری داشته باشد، گروه همسالان مسیر دیگری را پیش روی نوجوان بگذارد و فضای مجازی نیز هر روز الگوهای تازه‌ای از زندگی، پوشش و رفتار را در برابر او قرار دهد.

او می‌گوید: «اینجا دیگر نمی‌شود به تربیت گلخانه‌ای روی آورد. در تربیت گلخانه‌ای همه عوامل دست به دست هم می‌دهند برای رشد آن گیاهی که می‌خواهد پرورش پیدا کند.»

از نگاه این روان‌شناس تربیتی، در چنین شرایطی خانواده نباید تمام توان خود را صرف حذف عوامل بیرونی کند، بلکه باید ریشه‌های تربیتی نوجوان را آن‌قدر تقویت کند که او در محیط‌های مختلف بتواند هویت خود را حفظ کند.

زینعلی برای توضیح این دیدگاه به تعبیری از امام باقر(ع) اشاره می‌کند: «شیعیان ما مثل آب‌اند؛ در ظرف‌های مختلف می‌روند، شکل عوض می‌شود ولی ماهیت‌شان حفظ می‌شود.»

عزت‌نفس؛ نخستین ریشه تربیتی

زینعلی نخستین و زیربنایی‌ترین ریشه را عزت‌نفس یا همان «خودارزشمندی» می‌داند. به اعتقاد او، نوجوان باید خود را موجودی ارزشمند بداند؛ همان‌طور که انسان وقتی می‌داند الماسی در اختیار دارد، از آن مراقبت می‌کند.

به گفته او، وقتی کودک در معرض تحقیر، سرزنش، ملامت، مقایسه با دیگران و حتی آرزوهای تحقق‌نیافته والدین قرار می‌گیرد، به‌تدریج این احساس در او شکل می‌گیرد که موجود ارزشمندی نیست. در چنین شرایطی، توانایی «نه گفتن» نیز کاهش پیدا می‌کند؛ زیرا کسی می‌تواند در برابر رفتاری که با ارزش‌هایش مغایر است مقاومت کند که در درون خود احساس ارزشمندی داشته باشد.

زینعلی برای عزت‌نفس سه مؤلفه برمی‌شمارد: دوست‌داشتنی بودن، محترم بودن و کارآمد بودن.

نوجوان باید بداند که دوست‌داشتنی است و محبت والدین به موفقیت، نمره یا عملکرد او وابسته نیست. همچنین باید احترام را در رفتار والدین تجربه کند و در عین حال فرصت تجربه و حتی اشتباه کردن داشته باشد.

به گفته زینعلی، والدینی که دائماً فرزند خود را کنترل می‌کنند یا پس از هر اشتباه او را سرزنش می‌کنند، ممکن است این پیام را به او منتقل کنند که «من بی‌عرضه‌ام، کارآمد نیستم و نمی‌توانم مسائل به وجود آمده را حل کنم.»

او معتقد است این ریشه‌ها بعدها خود را در موضوعاتی مانند حجاب و دیگر رفتارهای نوجوان نشان می‌دهند.

محبت؛ نیازی که نوجوان نباید آن را بیرون از خانه جست‌وجو کند

پس از عزت‌نفس، زینعلی محبت را دومین پایه مهم در تربیت می‌داند؛ محبتی که به باور او باید بی‌قیدوشرط باشد و به نمره، موفقیت تحصیلی، فعالیت خانوادگی یا رفتار مطلوب نوجوان وابسته نشود.

او تأکید می‌کند کودکان باید محبت والدین را به‌صورت روشن دریافت کنند و مطمئن باشند که دوست داشته می‌شوند. زینعلی درباره دختران نیز بر اهمیت این موضوع تأکید دارد و معتقد است به جای نگرانی از «لبریز شدن» دختر از محبت، باید او را سرشار از محبت کرد تا آسیب‌پذیری‌اش کاهش یابد.

به باور او، کمبود محبت در خانه می‌تواند نوجوان را به سمت جست‌وجوی پذیرش و تعلق در بیرون از خانواده سوق دهد.

زینعلی این وضعیت را به گرسنگی و تشنگی تشبیه می‌کند و می‌گوید همان‌طور که فرد گرسنه ممکن است بیش از نیازش غذا سفارش دهد، نوجوانی هم که تشنه محبت است و این نیاز را در خانه پیدا نمی‌کند، ممکن است برای تجربه پذیرش در مدرسه و میان گروه همسالان، بیش از اندازه تحت تأثیر آنها قرار بگیرد.

وقت اختصاصی؛ حلقه گمشده رابطه والد و نوجوان

زینعلی پس از عزت‌نفس و محبت، به موضوع وقت اختصاصی والدین و فرزند اشاره می‌کند؛ موضوعی که به گفته او در بسیاری از خانواده‌ها کم‌رنگ شده است.

او معتقد است والدین امروز بیش از گذشته درگیر کار و مشغله‌های روزمره‌اند و بخشی از این مشغله نیز به حضور مداوم در شبکه‌های اجتماعی مربوط می‌شود. در گذشته، بخشی از اوقات فراغت خانواده با معاشرت، خوردن میوه و چای و گفت‌وگو با فرزندان سپری می‌شد، اما امروز هرکدام از اعضای خانواده ممکن است درگیر تلفن همراه یا فضای شخصی خود باشند.

از نگاه او، اگر خانواده می‌خواهد نوجوان را در برابر آسیب‌های بیرونی مقاوم کند، باید با او وقت بگذراند؛ اما این زمان نباید صرفاً مطابق علایق والدین باشد.

اگر نوجوان به غذا علاقه دارد، می‌توان بخشی از این زمان را با خوردن غذای مورد علاقه او سپری کرد؛ اگر فیلم و بازی را دوست دارد، با او فیلم دید یا بازی کرد و اگر فوتبال یا کتاب برایش جذاب است، باید همان علاقه را جدی گرفت.

زینعلی برای توضیح اهمیت همراهی والدین با نوجوان به داستان حضرت ابراهیم(ع) اشاره می‌کند و می‌گوید همراه شدن با مخاطب، الزاماً به معنای پذیرفتن باور یا رفتار او نیست، بلکه می‌تواند راهی برای نزدیک شدن، گفت‌وگو و اثرگذاری باشد.

به اعتقاد او، والدین نیز پیش از آنکه درباره علایق و انتخاب‌های نوجوان موضع بگیرند، باید وارد دنیای او شوند، علایقش را بشناسند و امکان گفت‌وگو را فراهم کنند.

اگر انتخاب نوجوان با خواست خانواده متفاوت شد

اما اگر این ریشه‌ها از ابتدا به اندازه کافی شکل نگرفته باشد و نوجوان تحت تأثیر دوستان یا فضای مجازی، انتخابی متفاوت از خواست خانواده داشته باشد، واکنش فوری و برخورد تند راه‌حل مناسبی نیست.

زینعلی معتقد است امروز دیگر نمی‌توان کمبود اطلاعات را دلیل ناتوانی والدین در گفت‌وگو با نوجوان دانست. با وجود اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، نوجوان به منابع متنوعی دسترسی دارد و بسیاری از پرسش‌های او را می‌تواند خارج از خانواده دنبال کند.

از نگاه او، مسئله اصلی در گفت‌وگو با نوجوان، بیش از یافتن پاسخ، شیوه برقراری ارتباط است. گفت‌وگو باید با شنیدن آغاز شود و اگر قرار است والد یک ساعت با فرزندش صحبت کند، بخش عمده این زمان باید به شنیدن حرف‌های نوجوان اختصاص پیدا کند.

به تعبیر زینعلی، نوجوان می‌تواند ۵۰ دقیقه صحبت کند و والد ۱۰ دقیقه فرصت داشته باشد؛ از این ۱۰ دقیقه نیز پنج دقیقه باید صرف همدلی و نشان دادن درک متقابل شود و پنج دقیقه باقی‌مانده به طرح یک نکته کوتاه اختصاص پیدا کند.

چیزی که طی ۱۰ سال شکل گرفته، یک‌شبه تغییر نمی‌کند

زینعلی یکی از خطاهای مهم والدین را انتظار برای اصلاح فوری رفتاری می‌داند که حاصل سال‌ها شکل‌گیری تدریجی است.

به گفته او، والدینی که طی سال‌های گذشته زمان کافی برای فرزند خود اختصاص نداده‌اند، محبت لازم را ابراز نکرده‌اند و به تقویت عزت‌نفس او توجه نداشته‌اند، ممکن است زمانی که پیامدهای این کم‌توجهی را در رفتار نوجوان می‌بینند، انتظار داشته باشند مسئله با یک تذکر یا گفت‌وگویی کوتاه برطرف شود.

او تأکید می‌کند چیزی که طی سال‌ها شکل گرفته، یک‌شبه اصلاح نمی‌شود و بازسازی رابطه نیز مانند شکل‌گیری آن به زمان، استمرار و صبوری نیاز دارد.

پیش از اصلاح رفتار، رابطه را ترمیم کنید

به گفته زینعلی، واکنش‌های هیجانی والدین می‌تواند فاصله میان آنها و نوجوان را بیشتر کند. محدود کردن رفت‌وآمد، جلوگیری از ارتباط با دوستان، محروم کردن نوجوان از حضور در بیرون از خانه یا گرفتن تلفن همراه، اگر بدون توجه به رابطه عاطفی انجام شود، ممکن است به قطع ارتباط میان والد و فرزند منجر شود.

او این رابطه را به یک سیم تلفن تشبیه می‌کند که با قطع شدن آن، دیگر پیامی منتقل نمی‌شود.

بر همین اساس، حتی اگر والدین احساس کنند در سال‌های گذشته در تربیت فرزند خود اشتباه کرده‌اند، نقطه آغاز اصلاح همچنان باید رابطه عاطفی باشد. تا زمانی که این رابطه ترمیم نشده است، گفت‌وگو درباره مسئله اصلی نیز دشوار خواهد بود.

زینعلی در عین حال تأکید می‌کند بازسازی رابطه عاطفی نباید به ابزاری برای رساندن نوجوان به یک موقعیت از پیش طراحی‌شده برای نصیحت تبدیل شود. اگر والدین پس از دعوت نوجوان به شهربازی یا پارک، خرید هدیه یا اختصاص دادن زمانی برای تفریح، بلافاصله او را با سخنرانی طولانی درباره رفتارهایش مواجه کنند، ممکن است این تصور در او شکل بگیرد که تمام آن محبت و وقت‌گذاری صرفاً مقدمه‌ای برای نصیحت بوده است.

به گفته او، در مرحله نخست، نوجوان باید مطمئن شود محبت والدین واقعی و بی‌قیدوشرط است.

پس از شکل‌گیری دوباره این رابطه، نوبت به گفت‌وگو می‌رسد؛ گفت‌وگویی که باید کوتاه، دقیق و مبتنی بر شناخت و مطالعه باشد، نه سخنرانی طولانی و یک‌طرفه.

زینعلی تأکید می‌کند والدین باید درباره موضوعی که نوجوان با آن درگیر است، مطالعه کافی داشته باشند تا به جای انباشت استدلال و تذکر، در چند دقیقه نکته‌ای روشن و متناسب با شرایط او را مطرح کنند.

او در پایان به والدین توصیه می‌کند پیش از آنکه بخواهند درباره مسائل دینی یا رفتاری فرزند خود مداخله کنند، ابتدا رابطه عاطفی خود با او را ترمیم و تقویت کنند؛ چراکه نوجوانی که در خانه احساس ارزشمندی، محبت و امنیت می‌کند، آمادگی بیشتری برای شنیدن، گفت‌وگو و مواجهه سنجیده با تأثیرات محیط پیرامون خود خواهد داشت.

., [04/09/2026 05:59 ق.ظ]

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * مشخص شده‌اند.

., [04/09/2026 05:59 ق.ظ]