وقتی گریه هم به کمک نیاز دارد؛ از تخلیه هیجانی تا درمان ریشههای روانی
گریه از واکنشهای طبیعی انسان به غم، فشار روانی و هیجانهای شدید است؛ واکنشی که از سالهای نخست زندگی وجود دارد، اما در ادامه، تحت تأثیر تربیت خانوادگی، انتظارات اجتماعی و تجربههای فردی، ممکن است به رفتاری تبدیل شود که بسیاری از افراد از بروز آن خودداری میکنند. برخی افراد یاد میگیرند ناراحتی خود را پنهان کنند، اشکهایشان را فرو بخورند یا حتی از ابراز احساساتشان احساس شرمندگی داشته باشند. در چنین شرایطی، مسئله فقط گریه نکردن نیست؛ گاهی فرد در شناخت احساسات خود و یافتن راهی برای بیان آنها نیز با دشواری مواجه میشود. چندی پیش، انتشار ویدئویی در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، توجه کاربران را به خدماتی جلب کرد که در قالب آن، فردی با عنوان «مربی گریه» به دیگران کمک میکرد تا احساسات خود را بروز دهند و گریه کنند. این ویدئو، فارغ از قضاوت درباره ماهیت چنین خدماتی، پرسش مهمی را پیش کشید: آیا ممکن است فرد تا اندازهای از احساسات خود فاصله گرفته باشد که برای گریه کردن نیز به همراهی دیگری نیاز پیدا کند؟ این موضوع پرسشهای دیگری را هم به دنبال دارد؛ از جمله اینکه گریه تا چه اندازه میتواند به کاهش فشار روانی کمک کند، آیا تخلیه هیجانی بهتنهایی برای بهبود حال فرد کافی است و اگر علت اصلی ناراحتی همچنان پابرجا بماند، تکرار این فرایند چه کمکی به او خواهد کرد؟ برای بررسی این موضوعات و شناخت جایگاه گریه در سلامت روان، با دکتر سعید بابایی، متخصص روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه، گفتوگو کردهایم. گریه؛ بخشی طبیعی از تجربه هیجانی انسان بابایی با تأکید بر طبیعی بودن گریه کردن، آن را یکی از شیوههای بروز هیجان میداند و معتقد است ابراز احساسات سرکوبشده، در شرایط مناسب، میتواند به فرد کمک کند تا با تجربههای عاطفی خود ارتباط برقرار کند. به گفته این متخصص روانشناسی بالینی، گریه کردن با سلامت روان منافاتی ندارد و نباید آن را بهخودیخود نشانه ضعف یا ناتوانی در مدیریت احساسات دانست. مسئله مهم، فراهم بودن امکان بیان هیجانها و توجه به شرایطی است که این هیجانها در آن بروز پیدا میکنند. او در عین حال تأکید میکند که وقتی بروز احساسات در چارچوب فرایند درمان دنبال میشود،...



